غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
482
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
آئين وقوف يافتند قدم تهور و جسارت پيش نهاده بهنگام فرصت بعضى از قرى و قصبات آذربايجان را غارت نمودند و ميرزا ميرانشاه تمامى اوقات را بعيش و عشرت و طرب و شرب خمر و لهب و لعب مصروف داشته از تنسيق امور مملكت غفلت ميورزيد در آن اثنا حرم محترم خويش خانزاده را سخنى تهمتآميز گفت و آن بانوى عظمى از شوهر رنجيده از تبريز بسمرقند رفت و در وقتى كه امير تيمور گوركان از يورش هندوستان بازگشته در باغ چنار اقامت داشت بسعادت ملاقات فايز گرديد و حال ضعف دماغ ميرزا ميرانشاه را عرض فرموده گفت اگر در اين اوان ماهيچه رايت نصرت آيت پرتو وصول بر ممالك آذربايجان نيندازد احتمال قريب دارد كه شاهزاده سلوك طريق مخالفترا پيشنهاد همت سازد بنابر اين جهات صاحبقران پسنديده صفات بجمع لشگرها فرمان فرموده باستعداد يورش هفت ساله حكم كرد و در آن به آب قدغن نمود . گفتار در ذكر نهضت صاحبقران كرت ديگر از توران بايران و بيان مقهور شدن نواب و مقربان ميرزا ميرانشاه گوركان بنابر اسباب مذكوره و حالات مسطوره پيش از آنكه امير تيمور گوركان از محنت يورش هندوستان بياسايد و پنج شش ماهى در مستقر سرير دولت و اقبال تمهيد بساط عيش و نشاط نمايد عزم يورش هفتساله جزم كرد و از غايت علو همت روى باستعداد آن مهم خطير آورد و از امرا اميرزاده شاهرخ و سيد خواجه و شيخ على بهادر و جهان ملك و پير محمد يولاد را بهراة فرستاد و فرمان داد كه آن قرة العين سلطنت را گويند كه با لشگرهاى خراسان عازم آذربايجان شود و امير سليمان شاه را پيشتر بدار السلطنه تبريز فرستد و شاهزاده به موجب فرموده كار بند شده چون بجاجرم رسيد توكل قرقرا از نزد صاحبقران مظفر لوا خبر رسانيد كه لشگر خراسان بايد كه به راه شماسان و استرآباد قطع مسافت نمايند كه اردوى اعلى از طريق بسطام و دامغان متوجه است لاجرم ميرزا - شاهرخ عنان بجانب شماسان تافت امير تيمور گوركان بعد از تصميم عزيمت ميرزا محمد سلطان را در دار الملك سمرقند جهة ضبط ممالك توران بازداشت و اميرزاده اسكندر ولد ميرزا عمر شيخ را بحكومت اندجان تعيين نمود و چهارشنبه هشتم محرم الحرام سنه 802 كه اول روز پائيز بود مطابق توشقانئيل صاحبقران بيعديل نظم براى صواب و بصدق درست * بآهنگ رفتن ميان كرد چيست + درآورد پا در ركاب سمند * شد آن آفتاب سعادت بلند + قد افراخت از هرطرف رايتى * خرامان زهر سو سهى قامتى و رايت نصرت مآل قرين سعادت و اقبال از جيحون عبور نموده و منازل و مراحل پيموده چون بولايت جام رسيد بموجب حكم همايون اميرزاده رستم متوجه شيراز گرديد تا باتفاق برادر بزرگتر